جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2024

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

آيا ممكن است گلى را در ذهن مجسم كرد كه رنگ و عطر نداشته باشد ؟ زبان ، با زمين ، اقتصاد ، سبك زندگى ، چگونگى انديشه و جهان‌بينى رابطهء تنگاتنگ دارد و از آنها جدا نيست . زبان ، گذشتگان را با آيندگان پيوند مىدهد ، و نگهبان تاريخ زنده‌اى است كه به آن اشاره كرديم . زبان ، حافظ ويژگيها و تفاوتهاى روحى اجتماع و محصول آرا و انديشه و فلسفه‌ها و جهان‌بينى افراد است . بنابراين ، كسانى كه ارتباط ملتى را با زمين درك نكرده‌اند و از اقتصاد و سبك زندگى و طرز تفكر و جهان‌بينى آن بىخبرند ، در درجه اول بايد بنا به ضرورت اجتماعى ، زبان آن جامعه را - كه خط موازى همهء آنهاست بياموزند . در اينجا دلايل ساده‌اى كه نگارنده آنها را آزموده است ، مىآوريم : كسانى كه كتابى دربارهء دستور زبان عربى مطالعه كرده‌اند ، دريافته‌اند كه در آغاز كتاب ، دربارهء « فعل » و تشخيص حالات و شناسايى مشتقات آن گفتگو مىشود . سپس دربارهء « اسم » و حالات و تصرفات آن بحث مىشود . اگر باز هم مطلب را دنبال كنند ، ملاحظه مىكنند كه اصل در عبارت و جمله اين است كه « فعليه » باشد ؛ جمله تنها هنگامى اسميه خواهد بود كه ضرورتى اقتضا كند . مىبينيم كه در دستور زبان عربى اشارات صريحى به طبيعت صحرا و حالات باديه‌نشينان و ارتباط شخصيت اين زبان با شخصيت عربى و مشابهات ديگر وجود دارد . اكنون به دليل ما توجه كنيد : تعريف فلسفى فعل ، عبارت است از لفظى كه دلالت كند بر معناى متعلق به زمان . هر معنايى كه متعلق به زمان باشد ، دلالت بر « حركت »